تبليغاتX
درس اخلاق
شهادت آقا امام جواد بر شما شیعیان واقعی آن امام تسلیت باد.

امشب منتظر حظور گرمتان در هیئت هستم

برنامه و آدرس هيئت

هيئت متوسلين به حضرت علی اکبر عليه السلام با سخنرانی شيخ علی اکبر تهرانی

پنجشنبه  30/09/85

به نشانی خيابان مالک اشتر-بين خوش و قصرالدشت-پلاک 129

از ساعت 19

با نماز جماعت آغاز و پس از قرائت قرآن کريم و سخنرانی   به مدت یک ساعت و نیم و با ذکر مصيبت اهل بيت طهارت و دعا و صرف شام  پایان    می یابد. نوار کاست و لوح فشرده سخنرانی را در محل برگزاری سخنرانی و علاوه بر آن از خیابان کارگر جنوبی نرسیده به میدان انقلاب- پاساژ مهستان -فروشگاه گنجینه معرفت - تلفن : 66946775  تهيه فرماييد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آذر1385ساعت 10:27  توسط سید محمد رضوانی  | 

استاد گرانقدر در جلسه پنجشنبه گدشته فرمودند :

خودبين با خود باور فرق دارد.

خود باور شماهايي هستيد  كه در جلسات اخلاق شركت مي كنيد و آيات و سخنان ائمه را مي شنويد. و حالا داراي معرفت در دين هستيد حال اگر هر كسي از بالا تا پايين در اين راه جلوي شما بايستد و شما را از اين راه منع كند  شما به او مي گويي كه دينت چيست ؟ اگر دينت اسلام است در اين جلسات خدا و ائمه صحبت مي كنند. خوب عيبش را بگو ؟

خود باور يعني داراي درك بودن در دين و جلوي دشمن اسلام و كشور ايستادن.

 

بدانيد عزيز بودن همه در اين مملكت به خاطر وجود آقا امام زمان است.

خدمت به مملكت وظيفه همه است.

 

استاد در ادامه مي فرمايند كه شما جوانان كه در اينجور جلسات به ياري امام زمان شركت مي كنيد خوب هستيد چون در اين زمان خيلي مرد مي خواهد كه آدمي نفسش را له كند و بيايد بنشيند حديث گوش كند.

و كساني كه در اين جلسات شركت نمي كنند بدانند كه آنها نمي توانند شركت كنند چونكه امام زمان نمي گذارد. چونكه استاد گرانقدر در هفته بار ها دعا مي كنند واز آقا امام زمان مي خواهند كه آدمهاي خوب را بفرستد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 25 آذر1385ساعت 10:7  توسط سید محمد رضوانی  | 
 

اين گونه بود كه بنى هاشم به افتخار حمايت از پيامبر (ص) و پاسدارى از وجود او نايل شدند. همان گونه كه به افتخار خويشاوندى اختصاص يافتند.

اما دو گروه ديگرى كه پايدارى اسلام در مرحله بعد با آنها ارتباط شديدى دارد عبارتند از دو قبيله اوس و خزرج كه از بين قبايل عرب غير مكى به افتخار دفاع از پيامبر و مقام رسالت او پس از هجرت،اختصاص يافتند و به بزرگترين فداكارى در آن راه دست زدند.و اگر ساير قبايل مى‏خواستند با آنان در اين افتخار بزرگ سهيم باشند،شركت مى‏كردند،و ليكن آنها نه تنها موفق به اين كار نشدند بلكه ننگ مبارزه با پيامبر را به جاى كسب افتخار با كمك به او،براى خود اختيار كردند.

تداوم رسالت و پيشرفت آن با اين سه قبيله اين چنين ارتباط پيدا مى‏كند و وجود بقيه قبايل در اين دوره كمتر از يك امر تصادفى و اتفاقى نسبت‏به اسلام است،زيرابراى پيامبر (ص) و رسالت او اثر منفى داشتند و مخاطره آميز بودند.

هنگامى كه اين سه گروه چنان ارتباط محكمى با مقام رسالت داشتند،تاريخ اسلام براى ما دو فرد را مشخص مى‏كند كه وجود آنان در آن دوره شوم براى سلامت پيامبر و استمرار رسالت‏با بقاى آن حضرت،لازم و ضرورى بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 آذر1385ساعت 14:34  توسط سید محمد رضوانی  | 

با سلام

 مولا علی (ع) می فرمایند: بشنو و بفهم و باور کن و بعد به کار ببند، که ارزش انسانی همین است.
وجود مبارک آقا رسول الله (ص) می فرمایند: اساس رفتار انسان کامل با خویشتن هفت چیز است:
1-  کوشش در کارهای خوب و کوشش در ترک گناه.
2-  ترس از خدا، یعنی هر وقت انسان خواست از ترس کسی گناه یا خلافی انجام دهد بداند که خدا مافوق همه است.
3-  تحمل آزار، یعنی انسان اگر آمادگی برای زندگی نداشته باشد زود در دنیا داخل هر معصیتی می شود، چون زندگی بدون آزار نمي شود.
4-  در راه سازندگی و فرزندان و بهشت سختی کشیدن. تمام جوانانی که دختر و پسر آلوده اند، مقصر پدر و مادرها هستند که حاضر به سختی کشیدن نبوده اند.
5-  به دنبال راستی و اخلاص رفتن، یعنی انسان سعی کند رذیله ها را بیرون کند و صفت های خوب را در خود جای دهد.
6-  نفس را از خواسته ها باز گرفتن، یعنی به خواسته های چشم و گوش و دل عمل نکند.
7-  خود را با تهیدستی سازش دادن، که اگر این کار را نکند حتماً به خلاف و دزدی می افتد.


پنجشنبه ها را فراموش نکنید

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 آذر1385ساعت 8:45  توسط سید محمد رضوانی  | 
دوست عزیزی به نام محمد سوالی پرسیده بودند به شرح زیر :

با سلام به تو دوست عزیز
من خود نیز از اهالی قصرالدشت هستم
یه سوال داشتم امیدوارم هر چه سریعتر پاسخ ان را بدهید
آیا درست است که استاد تهرانی با انقلاب و رهبری مخالف هستند
چرا در هیئت ایشان در کنار عکس های بزرگی از ایشان عکسی از رهبری دیده نمیشود ؟؟؟
چرا برای انقلاب و رهبر دعا نمیشود ؟؟؟؟؟

پاسخ بنده بعنوان یکی از شاگردان استاد :

 به نظر من که حدودا ۵یا ۶ سالی است که با استاد آشنا شده ام و در کلاسهای درس استاد شرکت می کنم چنین چیزی رخ نداده که ببینم استاد با رهبری و انقلاب مخالف باشند .

دوست عزیز شما هم اگر به سخنان استاد گوش دهید و در جلسات شرکت کنید و خود نتیجه ای در مورد گفته های خود برسید خیلی خوب است تا اینکه به صحبت های دیگران گوش کنید.

در ضمن اگر به سخنرانی های استاد گوش فرا دهید مشاهده می کنید که ابتدای سخنرانی برای انقلاب و رزمندگان دعا می کنند .

در ضمن مسائل هم از رساله رهبر فقید انقلاب حضرت امام خمینی (ره) خوانده می شود. چون به نظر من کسی با امام خمینی مشکلی ندارد.

دوست عزیز در ضمن زدن عکس نشانه این نیست که به آن شخص اعتقاد دارم که نزدن آن نشانه اعتقاد نداشتن باشد.

من دعا می کنم تا شما دوست عزیز در یکی از جلسات استاد شرکت کنید تا به حقایق پی ببرید.

در پایان ضمن آرزوی سلامتی برای تمام مسئولین نظام و انقلاب از شما هم می خواهم که در یکی از جلسات شرکت کنید و سوال خود را در انتهای برنامه از خود استاد و یا یاران صدیق استاد بپرسید.

هیئت متوسلین به حضرت علی اکبر (ع)

+ نوشته شده در  شنبه 18 آذر1385ساعت 7:40  توسط سید محمد رضوانی  | 

 

سخنراني استاد شيخ علي اكبر تهراني

تاريخ شانزده آذر هزار و سيصد و هشتاد و پنج

 

استاد تهرانی

 

حضرت علي (ع) به فرزندش امام حسین (ع) می فرمایند :

 

حسين جان

 چه اندازه مرگ به زندگي نزديك است

چه اندازه تندرستي به بيماري نزديك است

خوشا به حال آنانكه كارشان براي خداست.

به به خوشا به حال دانايي كه عمل كند كه بكوشد تا از شبيخون مرگ بهراسد

شرافتي برتر از اسلام نيست

كرامتي عزيزتر از عمل به احكام اسلامي نيست

قلعه اي مصون تر از وقار و تواضع نيست

رقبت به دنيا كليد هر رنجي است.

حسد آفت هر سلامتي است.

آرزوهاي غلط سبب افتادن در گناه است.

 

 

دوستان گرامي لطفا براي خواند ادامه سخنراني به قسمت ادامه مطلب مراجعه كنيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 18 آذر1385ساعت 7:26  توسط سید محمد رضوانی  | 
نخستين گروه از اين گروهها قبيله هاشم است (و همراه آن بنو المطلب) آن درخت‏با بركتى كه پيامبر ارزشمندترين ميوه آن است،قبيله‏اى كه در راه حمايت از پيامبر و نگهبانى وجود شريف او،به اندازه‏اى فداكارى كرد كه هيچ يك از قبايل مكه در خلال سالهايى كه پيامبر-از هنگام بعثت تا آغاز هجرت-گذراند،آن چنان فداكارى از خود نشان نداد.تنها اين گروه با بركت در خلال آن سالها به شرف دفاع از پيامبر (ص) مشرف شد.و هيچ قبيله ديگرى نخواست كه در اين شرافت‏با آن همكارى كند،بلكه ديگر قبيله‏هاى مكى تصميم گرفتند كه نسبت‏به پيامبر و رسالتش و قبيله او موضعى خصمانه بگيرند و پيامبر (ص) و اعضاى خانواده‏اش را در محاصره خطراتى قرار دهند كه پيوسته آنان را در معرض تهديد قرار مى‏داد. از اين رو مى‏توانيم بگوييم وجود بقيه قبيله‏هاى مكى نسبت‏به دوام رسالت،اتفاقى و تصادفى بوده است،زيرا كه آن قبيله‏ها همچون گروههاى ديگر هيچگونه كمكى به مقام رسالت نكردند.

نيازى به گفتن ندارد كه افراد منسوب به بعضى از اين قبيله‏ها به پيامبر (ص) ايمان آوردند و در راه رسالت او فداكارى كردند ولى كار ايشان در اين جهت مانند كار هر فرد ديگرى بود.اما گروههايى كه آن افراد انتساب به آنها داشتند نسبت‏به او موضع منفى گرفتند و افرادى را كه از روش ناپسند آنان پيروى نكردند،مورد اذيت و آزار قرار دادند.به آن سبب مى‏گوييم كه وجود اين قبايل همچون گروههاى ديگر نسبت‏به ادامه رسالت در آن برهه از زمان،تصادفى و بدون اثر مثبت‏بوده است.آرى،وجود آن قبيله‏ها حتى اثر منفى داشت،زيرا اگر قبيله‏هايى چون:اميه،مخزوم،زهرة،جمحا و ساير قبايل دشمن اهل مكه،وجود نداشتند،بى‏گمان پيامبر (ص) و رسالتش،از بسيارى خطرات دور و بر كنار مى‏ماندند.

امام على در نامه‏اى خطاب،به معاويه چنين تذكر مى‏دهد:

«پس قبيله ما خواستند پيامبر ما را بكشند و ريشه ما را قطع كنند و اندوههايى براى‏ما فراهم آورند و نارواييها درباره ما اعمال كنند.آسايش را از ما گرفتند و ترس و خوف را بر ما گماردند،و ما را به رفتن به سوى كوهى سخت[شعب ابو طالب]ناگزير ساختند،و آتش جنگ را در برابر ما افروختند،پس خدا خواست تا ما شر اشرار را از پيامبرش دور سازيم و دست دشمنان را از حريم او قطع كنيم.فرد با ايمان ما به اميد پاداش از پيامبر (ص) حمايت مى‏كرد و كافر ما به خاطر خويشاوندى[مثل عباس عموى پيامبر (ص) ]كمك مى‏كرد،و آن كسى كه از قريش اسلام آورده بود آن ترس و بيمى را كه ما داشتيم-به دليل پيمانى كه با آنان بسته بود و يا به سبب حمايت و پشتيبانى قبيله‏اش-آن ترس و بيم را نداشت،و هم از كشته شدن در امان بود.چون كار سخت مى‏شد و مردم در مى‏ماندند،رسول خدا خاندان خود را جلو مى‏فرستاد تا به وسيله آنان يارانش را از حرارت نيزه‏ها و شمشيرها حفظ كند...» (1) .

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 آذر1385ساعت 13:33  توسط سید محمد رضوانی  |