تبليغاتX
درس اخلاق

به نام خدا

عزیزان سلام

سوره بقره آیه 251: و اگر نبود اینکه خدا دفع کند بلا را از بعضی مردم به واسطه بعضی دیگر البته فاسد می‌شد زمین، وليکن خدا صاحب فضل است بر جهانیان که دفع فساد می‌کند از ایشان.

سوره حج آیه 40: و اگر نبود اینکه خدا دفع نماید بلا را از مردم به واسطه بعضی از مؤمنان، البته ویران می‌گشت صومعه‌ها و کلیساها و معابد و مسجدهایی که در آن یاد خدا می‌شود.

امام صادق (ع): هرآینه خدای متعال بلای قطعی را از شهری که در آن هفت مؤمن داشته باشد برطرف می‌نماید. (اصول کافی جلد 3)

استاد شیخ علی اکبر تهرانی: خدا به خاطر چند مؤمن یک شهر را حفظ می‌کند. مثلاً یک آقای باغدار در باغش ده‌تا درخت گیلاس دارد و ده‌میلیون‌تا هم علف هرزه دارد. این آقای باغدار آب ساعتی فلان قدر و کود فلان مقدار و چیزهای دیگر را در باغ تهیه می‌کند و یک شخصی را هم باغبان تعیین می‌کند که مراقبت نماید تا آن درختان سالم بمانند، حالا آن ده میلیون علف هرزه هم صدقه سر آن ده درخت میوه، آب و کود می‌خورند و حفظ می‌شوند. حالا خدا هم همین‌طور به خاطر چند مؤمن یک شهر را از بلا حفظ می‌کند و غیر مؤمنین هم صدقه سر این چند مؤمن زنده‌اند و زندگی می‌کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 اردیبهشت1387ساعت 10:47  توسط سید محمد رضوانی  | 
فصل چهارم
نخستين مسلمان

پاكى سرشت على،توانمندى انديشه او و آميختگيش در زندگى رسول خدا قوام گرفت،و با اين كه عمر او از ده سال تجاوز نمى‏كرد،اينها همه،اين امكان را برايش فراهم كردند كه همچون افراد حكيم بينديشد،قياس منطقى تشكيل دهد و نتيجه گيرى كند و به نوعى نتيجه منطقى برسد،كه هيچ يك از شخصيتها و سران قريش به چنان نتيجه‏اى نرسيده بوده است.اكثريت مطلق مردم جامعه مكه از اين كه چشمانشان را به روى حقايق باز كنند، خوددارى كردند و در حالى كه مى‏گفتند:ما پدرانمان را بر روشى يافتيم و به حق پيرو آثار آنانيم،مدت سيزده سال،گوشهايشان را بر نداى پيامبر بستند.

براستى كه پيوسته پيروى از راه و روش پدران و نياكان،نخستين تضمين عليه تغيير اديان بود، پافشارى بر طريقه پدران همواره،حايلى بوده است ميان استادان انديشمند غربى و پذيرش اصول اسلامى،و اما على (ع) ،در حالى كه هنوز نوجوان بود،همچون افراد آزاد فكر انديشيد،و همانند آزاد مردان نتيجه گيرى كرد.

على وارد شد،ديد محمد و خديجه نمازى بپا مى‏دارند كه تا آن لحظه نديده بود پس ايستاد تا نمازشان را تمام كردند،پس پرسيد:براى چه كسى سجده مى‏كرديد؟پيامبر (ص) جواب داد: «خدايى را سجده مى‏كرديم كه مرا به پيامبرى مبعوث فرموده و مامور ساخته است تا مردم را به سوى او بخوانم‏».

پيامبر (ص) على را به پذيرش و اعتقاد به اسلام دعوت كرد،و از قرآن مجيد آياتى‏بر او تلاوت كرد على از خود بى‏خود شد و زيبايى آيات سراسر عقلش را فرا گرفت ولى از پسر عمويش مهلت‏خواست تا با پدرش مشورت كند.على آن شب را در انديشه به سر برد و روز بعد در حضور پيامبر خدا ايمان خود به دين جديد را-بدون احساس نياز به مشورت با پدرش-اعلان كرد،و گفت:«خداوند مرا آفريده است‏بدون اين كه با ابو طالب مشورت كند،پس،مرا نيازى به مشورت او نيست تا خدا را عبادت كنم‏» (1) .

سخنى بسيار كوتاه است،ولى مفهوم زيادى در بردارد از:استقلال در انديشه و راى،عمق ايمان و صميميت نسبت‏به حق و منطقى كه آميخته به تناقض گويى و متاثر از عواطف خويشاوندى و فاميلى نيست.

او پدرش را دوست مى‏دارد و مى‏داند كه بر فرزند لازم است‏با پدرش مشورت كند.اما او درك مى‏كند كه ضرورت مشورت با پدر بدون قيد و شرط نيست،بلكه داراى حدودى است مشورت در جايى لازم است كه امر مبهمى باشد.اما موقعى كه حقيقت روشن است مشورت بيهوده است.حقا كه براى على پيش از روشن شدن صبح،روشن گرديد كه محمد فرستاده خداست و او نداى پروردگارش را دريافت كرده است،و بر على واجب است كه بى‏درنگ به آن ندا پاسخ دهد.

مطلب تازه‏اى است،خيلى تازه،على نمى‏دانست موضع پدرش نسبت‏به رسالت جديد چه خواهد بود;آيا ابو طالب به آنچه پسر خردسالش ايمان آورده بود،ايمان مى‏آورد بدان وسيله پدر و پسر توافق در عقيده پيدا مى‏كردند.پس نه تنها پدر را آزرده نخواهد ساخت‏بلكه خوشحال خواهد شد كه پسرش به پذيرش حق از او پيشى گرفته است،و يا اينكه ابو طالب ترديد خواهد داشت،در آن صورت،على هرگز حق ندارد كه در پاسخ گفتن به نداى پروردگارش عقب بماند.آفريننده ابو طالب و پسرش سزاوارتر به اطاعت است تا ابو طالب.

-------------------------------


امير المؤمنين اسوه وحدت

نويسنده : محمد واعظ زاده خراسانى
+ نوشته شده در  شنبه 3 شهریور1386ساعت 5:21  توسط سید محمد رضوانی  | 
بسم الله الرحمن الرحيم


• قرآن سورة مباركة زمر آيه 18:

بشارت بده به كساني كه به هر سخني گوش مي‌دهند پس بهترين آن را پيروي مي‌كنند. آنان هستند كه خدا هدايتشان كرده و آنان هستند صاحبان خرد.


اوّلُ العِلم مَعرِفتُ الجَبّار. آخَرُالعِلم تَفويضِ اَمر اِلَيه

اولين علم‌ها شناخت خداست و آخرين آنها تسليم شدن در برابر اوامر الهي است. (رسول خدا (ص) )


انسان بوسيلة سه امر به كمال مي‌رسد :

1- پند پذيري دروني

2- پندگوي دروني

3- توفيق الهي

حضرت علي (ع)
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مرداد1386ساعت 5:30  توسط سید محمد رضوانی  | 
پنجشنبه شب گذشته هم سخنرانی استاد انجام شد

سخنرانی را بشنوید

+ نوشته شده در  شنبه 9 تیر1386ساعت 18:37  توسط سید محمد رضوانی  | 

 

حضرت محمد (ص) :

خدايا به تو پناه مي برم از :

1-     شك

2-     شرك     ( يعني اينكه حرف زمان و نفس را در برابر حرف خدا بپذيريم

3-     تعصب ( دين بايد از روي درك و تدبر باشد نه از روي تعصب. نبايد به خاطر تعصب به كسي سخنراني هاي شخص ديگر را گوش نكنيم. )

4-     غضب

5-     ستم   بدترين ستم گمراه كردت يك نفر و نگقتن اخلاق و احكام از قرآن است

6-     حسادت

 

دوستان عزیز بدانید گويندگان مطالب اسلامي زياد هستند ولي عمل كنندگان بسيار اندك.


از سخنان استاد تهرانی در ۷ تیر ۸۶

 


اي پيغمبر مژده بده به كسانيكه

 

 حرفها را گوش  مي كنند و بهترين آنها را انتخاب مي كنند

 

 و به بهترين ها عمل مي كنند ايشان قطعا رستگارند.


 

بیائید تعصب ها را کنار بگذاریم

 

 و همه حرفها را گوش کنیم

 

و بعد بهترین آنها را انتخاب کنیم.


 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 8 تیر1386ساعت 10:7  توسط سید محمد رضوانی  |